پارت سی و ششم :

اگه دست ماهان بود دیدن عکس ها تا دو ساعت دیگه هم طول میکشید. نمی‌دونم چه اصراری داشت ریخت همه رو تجزیه و تحلیل کنه، ولی خب در کمال تعجب وقتی رسید به عکس جوونی عمه این دفعه هیچ اظهار نظری نکرد، شاید چون صورت عمه حتی تو نوجوونی اونقدر معمولی بود که انگار از یه مادر دیگه متولد شده بود. یعنی اگه یه شباهت هایی به عمو نداشت و عکس های دوران بارداری مامان بزرگ تو آلبوم نبود حتماً میگفتم هیچ نسبتی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • پانیذ

    1

    عالیه قلمت

    ۳ هفته پیش
  • ƒαтιмα

    0

    بلاخره یه فورجه یافت شد بتونم ادامه رمانو بخونم 😭😭😭 چجوری انقد خوب مینویسی همه رمانات خداس

    ۴ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    موفق باشی گلی 🥰 ممنون از لطف و حمایتت 🥹❤️

    ۴ هفته پیش
کپی شد!